-
مطالب منتخبة از كتاب شيخ المَضِيرة : أبو
هُريرة الدّوسي تأليف عالم كبير مصريّ : الشيخ محمود أبو ريّة
-
يقول
ابن تيميّة : أصحابي كالنّجوم مكذوب است ؛ كاتب بودن معاويه مكذوب
است ؛ روايت لا أشبع الله بطنه
-
أحنف
بن قيس و سفره بسیار رنگین
-
أبوهريرة
قرآن را نميدانست چون اُميّ بود ولي بسياري از صحابه كه اُمّي بودند
قرآن را ميدانستند
-
أبو
هريره علاوه بر جعل روايت به نفع عثمان و معاوية ، جعل روايت در
تنقيص منزلة أميرالمؤمنين عليه السّلام ميكرد
-
عبادة
بن صامت در شام بر عليه معاوية قيام كرد ، معاوية أبوهريره را واسطه
نمود و او محكوم شد
-
أحاديث
مجعولة أبي هريرة مخالف قوانين عقل و علوم طبيعيّ و سنّت تكوين
-
أحاديث
صحيحه از رسول الله ، اثر واضح در قلب دارد و شاهد از كتاب خدا براي
آنهاست
-
مطالبي
از كتاب أضوآء علي السّنة المحمدّية الشيخ العالم المصريّ محمود أبوريّة
-
قرآن
كريم نوشته شد ، امّا أحاديث دهن به دهن ميگشت ، نه با كتابت
-
أهل
سنّت ميگويند : رسول خدا در اُمور دنيوي خطا مينمود نه در وحي و
تبليغ آن
-
قاضي
عياض مواردي را از خطاهاي رسول خدا در اُمور دنيا ميشمرد
-
پيغمبر
در مرافعات طبق بيّنه و يمين حكم ميكردند ، و تصريح داشتند كه حكم من
بر اساس ظواهر است
-
منع
كتابت صحابه از احاديث رسول خدا صلّي الله عليه و آله
-
ابن
مسعود ، نهي از كتابت ميكرد ؛ أبوبكر پانصد حديث را كه از شخص أميني گرد
آورده بود ، آتش زد
-
روايت
مكذوبه ، ألا و إنّي أوتيت الكتاب و مثله معه
-
عُمَر
در وقت فرستادن كَعْب بن قُرَظَه را به عراق ، او را از نقل حديث منع
كرد
-
در
روايت : «من كَذَبَ علَيَّ فَلْيَتُبَؤء مَقْعَده مِنَ النّار» لفظ
«مُتَعَمَّداً» وارد نيست
-
لفظ
«متعمّداً» از ساختگي و مجعولات روايت است كه أوّلاً روايت مجعول را
عمداً بر له پيغمبر نه بر عليه او جائز شمرند
-
كعب
الاحبار در زمان عمر از روي خدعه اسلام آورد ، او را از كِبار تابعين و
سپس رئيس مسلمين قرار دادند
-
روايت
: إذا لم تحلّوا حراماً و لم تحرّموا حلالاً و أصَبْتم المعني فلا بأس
-
در
روايت منقوله از لفظ واحد در صيغة نكاح از رسول خدا هشت طريق مختلف
بيان شده است
-
سيبويه
و غيره ، حديث را بجهت نقل به معني ، در عربيّت و نحو و إثبات لغت
شاهد نميگيرند
-
قصّة
تأبير نَخل و روايت عامّه بر منع آن از ناحية رسول خدا و قوله : إنّما
أنا بشرٌ مثلكم
-
روايت
أحمد : ما كان من أمر دينكم فَإلَيَّ و ما كان من أمر دنياكم فأنتم
أعلم به (اين روايت مجعول است)
-
أمثلة
أحاديث جوامع الكَلِم از رسول الله صلّي الله عليه وآله
-
أحاديث
مَلحُون اللّفظ را بايد صحيحاً روايت كرد . لانَّ اللّحنَ مِنّا
-
ابن
أبي العَوْجآء : وَضَعْتُ فيكم أربعة ءألاف حديث ، اُحرّم فيها الحلال و
اُحِلّ فيها الحرام
-
أبوالبُخْتَرِي
در حضور رشید كه كبوتر باز بود وضع حديث كرد كه قال صلّي الله عليه
وآله وسلّم : لا سبق الا
في خُفٍ او حافر
أو جناح (جناح را اضافه كرد)
-
جعل
روايت معاويه بعد از بازگشتش به شام كه اينجا محلّ أبدال است پيغمبر
اُمّي بود و من كاتب وحي بودم و به أبوتراب لعنت بفرستيد
-
أحاديث
موضوعه دربارة معاويه ، إنّ عليّاً كان كثير الاعداء ... فعمدوا إلي رجل
قد جاربه فأطروه كيداً منهم لعليٍّ
-
بحث
در روايت غوث و أوتاد و أبدال و أقطاب و نجبآء و روايات مجعوله در فضيلت
شام
-
وضّاعون حديث
، أصل وضع حديثشان را نيز به رسول خدا منتسب مينمودند و
روايتي در اين موضوع نيز جعل شده است
-
علاماتي
كه در أحاديث موضوعه ، دلالت بر جعل و وضع آنها مينمايد
-
أمارات
و علائمي كه با آنها روايات صحيه شناخته ميشوند
-
يهوديان
، شديدترين مردم بر عليه پيغمبر و مسلمين بودهاند
-
ابن
خلدون ، علّت وقوع إسرائيليّات را تفاسير و أخبار بيان ميكند
-
وَهَب
بن مُنَبَّه ، و كَعْب الاحبار ، و عبدالله بن سلام ، راويان و جاعلان
حديث از تورات و از نزد خود بودهاند
-
كعب
الاحبار در زمان عمر اسلام آورد و از مشاورين معاويه در شام بود و أخبار
تِلْمُود را داخل در أحاديث كرد
-
وَهَب
بن منبِّه أصلاً ايراني و زردشتي بوده است و او مصدر بسياري از مجعولات
است
-
راجع
به عبدالله بن سلام ؛ عمر خودش به أحاديث كعب الاحبار گوش فرا ميداد
-
قتل
عمر به دست جمعيّت سرّي صورت گرفت كه از مهمترين أعضاء آن كعب
الاحبار بود
-
كعب
الاحبار سآئس يهوديّ ، قتل عمر و درنگ او را بعد از قتل نيز معيّن ميكند
-
وقايع
حادثه قبل از قتل عمر و بعد از آن و گفتار كعب با اُمّ كلثوم بنت عليّ
-
أدلّه
و شواهدي كه كعب الاحبار در مؤامرة قتل عمر داخل بوده است
-
نهي
رسول الله ، عمر را از مراجعة به أهل كتاب و قرائت كتب ايشان
-
عمر
به كعب گفت : لتتركنّ الحديث او لالحقنّك بأرض القِرَدَة
-
عبدالملك
بن مروان ، قبّه را بر روي صخرة بنا كرد و در زمستان و تابستان بر آن
لباس پوشانيد تا مردم كعبه را كه محلّ عبدالله بن زبير بود فراموش كنند
-
روايات
وارده در فضيلت شام مَدْسوس است بواسطة بني اُمَيّه كه آنجا را
مقرّشان نموده بودند
-
روايات
مجعوله از رسول خدا به معاويه
-
معاويه
خودش اقرار دارد كه : ما أحياناً از كعب الاحبار كذب ديدهايم
-
سيّد
محمّد رشيد رضا بهترين كسي است كه در اين عصر ، كارها و خيانتها و
جنايتهاي كعب الاحبار را روشن ساخته است
-
كعب
الاحبار مجعولات خود را و روايات توراة را با نسبت به رسول الله بيان
ميكرد و
صحابه آنها را بعنوان روايت از رسول خدا تلقي ميكردند
-
تحقيق
رشيد رضا در اينكه بسياري از راويان كعب الاحبار و وَهَب بن منبّه كه
به كتب أنبياء سالفه نسبت دادهاند ، در آنها وجود ندارد
-
تحقيق
علامة
عسكري در اينكه عبدالله بن سَبَا وجود خارجي نداشته است
-
دكتور
طه حسين قبل از علامة
عسكري در خارجيّت داشتن عبدالله بن سَبَا شكّ كرده است
-
عبدالله
بن سَبَا بر فرض وجود خارجي هم آنقدر ذي أهميّت نبوده است و آنرا گروه
ضدّ شيعه براي كوبيدن شيعه ذخيره كردهاند
-
كهنة
يهود و نصاري بعد از قتل عثمان براي تقويت دولت اُمويّ ضدّ اسلام همگي
در شام مجتمع شدند
-
روايات
مجعوله يهود در ظهور دجّال كبير كه مسيح كذّاب است در برابر مسيح صادق
-
أبوهريرة
روايت ميكند كه خداوند زمين را در هفت روز آفريد
-
تقسيم
أصحاب رسول الله به 12 دسته و نبودن أبوهريره در هيچيك از آنها
-
جهاد
أبوهريره در ركاب معاويه ، نشر رواياتي دروغين در فضائل معاويه و در
طعنِ عليّ و أنصارش بوده است
-
جعل
أبوهريره در مسجد كوفه در حضور معاوية روايتي را در منقصت أميرالمؤمنين
عليه السّلام و پاسخي دندان شكن از أصْبَغ بن نُباته
-
از
أميرالمؤمنين عليه السّلام ، سيوطيّ 58 حديث ، و ابن حزم 50 حديث
و بخاري 20 حديث روايت مينمايد
-
روايت
موضوعه راجع به طلوع و غروب شمس بين قَرْنَيِ الشَّيطان
-
روايت
دربارة تجليِّ خداوند بصورت أحسن و سوال از پيغمبر : فيمَ يختصم الملأ
الاعلي
-
روايت
مجعلوه دربارة رَعْد و دربارة علّت سياهي رنگ حجر الاسود
-
روايات
مستفيضه وارده دربارة ظهور مهديّ في ءاخر الزّمان
-
شيعه بالاخصّ إماميّة
از آنها با أدلّه قاطعه إثبات مَهديّ را از وُلْدِ حضرت امام حسين
مينمايند
-
آيات
كثيره شديد اللحن دربارة منافقين
-
تفسير
كعب الاحبار و تلامذهاش : أبوهريرة و ابن عبّاس و قتادة و ابن جُريح ،
معيوب است
-
قرآن
چون معجزه بود ، ألفاظش باقي ماند ولي در حديث تا جائي كه تصوّر رود
تصرّف بعمل آمد
-
عمر
بن عبدالعزيز : انّ السطلان بمنزلة السُّوق يجلب إليها ما ينفق فيها فإن
كان بَرّاً أتوه ببرّهم و ان كان فاجراً أتوه بفجورهم
-
أبورافع
غلام رسول الله منبر رسول خدا را از أثل غابة (درخت گز نيزار) ساخت
-
هر
حديث صحيح السَّند مقبول نيست ، و هر حديث غير صحيح السَّنَد مطرود نيست
-
مُوَطَّأهاي
جمعآوري شده از مالك ، به يازده نَقْل است كه چهار تا از آن مورد
استعمال است
-
ما
كلّف الله مسلماً ان يقرء صحيح البخاري ... و إن لم يصحّ عنده أو إعتقد
أنَّه ينافي اُصول الاءسلام
-
مراتب
و درجات كتب معمول بهادر نزد عامّه
-
نسآئي
عازم حجّ بود ، براي ترك فضائل معاويه او را زدند ، در رَمْلَة جان سپرد
و به مكّه نرسيد
-
مسيو
درمنغهم در كتاب حياة محمّد أحاديث صحيح بخاري را متّهم ميسازد و شكيب
أرسلان او را امضاء ميكند
-
معني
استخراج در احاديث مستخرجه
-
در
اصطلاح عامّه ، كتب مسانيد ، مجموعة اخباريست كه به شخص واحدي منسوب
است
-
نزد
عامّه ، كتب مسانيد ، اعتبارشان از كتب صحاح كمتر است
-
كتاب
الاضواء لِرِضي الحقِّ وَحْدَهُ ؛ فإذا غضب غاضبٌ فليكن غضبُه من الحقّ
لامِنَّا
-
در
كتب مسانيد ، از شخص كذّاب روايت نميشود ؛ ولي فقط رواياتشان هم
صحيحه نيست
-
علامات
جَرْح در روايت
-
كلام
متين سيّد محمّد رشيد رضا در عدم جواز توثيق كلّ مَن وَثَّقَه المتقدّمون
و إن ظهر خلافه بالدّليل
-
جعفر
بن محمّد الصّادق عليهما السّلام وَثَّقَه أبوحاتم و النّسائي إلاّ أنّ
البخاريّ لم يحتجّ به
-
ابن
مسعود راجع به عثمان : إنّ شرّ الامور مُحدثَاتها و كلّ محدثه بدعةٌ و كلّ
بدعةٍ ضلالةً و كلّ ضلالةِ في النّار
-
گفتار
ابن خلدون : اگر أخبار مستند به شواهد عقليّه و نظريّه و طبيعيّه و
سياسيّه نباشد بمجرّد نقل قابل قبول نيست
-
ابن
خلدون ، أسباب جَعْل و كذب در خبر را ميشمرد
-
ابن
خلدون ، در قبول خبر ، علم بطبائع أحوال در عمران ، مقدّم است از رجوع
به عدالت راوي خبر
-
ابن
خلدون : أخبار راجع به ابتداي خلقت و أمثال آن كه راجع به أحكام
شرعيّه نيست ، مسلمين در آنها تساهل نمودند و از كعب الاحبار و أمثال وي
گرفتند
-
بعضي
از صاحبان كتب قليل الرّوايه بودهاند و بعضي كثير الرّوايه
-
خصوص
صحابة عارف به ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه قرآن ، أهل فتوي
بودهاند
-
توثيق
روات أخبار سالفه در صورت ظهور خلاف براي ما ، فتح باب طعن بر روي خود
ماست
-
تكذيب
روايت كعب الاحبار و وَهَب ، نقصي در دين بجا نميگذارد
-
روات
عامّه ، فقط در صحّت خبر ، به سند اكتفا نمودهاند ؛ نه بموافقت با واقع
و اُصول قطعيّه
-
دستورات
كليّة وارده از رسول خدا صلّي الله عليه وآله
-
هر
قول صحابيّ كه مخالف ظاهر قرآن باشد مردود است
-
منقول
از كناب وسائل الشيعة ج دو از طبع أمير بهادر ، كتاب الجهاد أبواب جهاد
النّفس
-
فوالله
ما شيعتنا إلا
من أطاع الله عزّوجلّ
-
شستن
حضرت عيسي علي نبيّا و آله و عليهالسلام پاهاي حواريّين خود را
-
قال
رسول الله صلّي الله عليه وآله : مَن قَالَ عَلَيَّ مَا لَم أَقُلْ
فَلْيَتبوء مَقْعَدَة من النّار
-
روايت
حضرت صادق از رسول الله صلّي الله عليهما كه بيست و چهار چيز از
مكروهات است
-
حديث فَرَّ من المجذوم فرارك من الاسد
-
چيزهائي
که
موجب فقر ميگردد ، چيزهائي كه موجب وسعت رزق ميشود
-
دربارة
لزوم خويشتن داري از غضب
-
عن
أميرالمؤمنين عليه السّلام : إنّ الله يُعَذِّب السِّتّة بالسِّتّة
-
باب : تحريم التجبّر و الاختيال
، باب : باب حدّ التكبّر و التجبّر
المَحرمين
-
باب : كراهة الافتخار
-
بيان
رسول الله لابيذرِّ الغِفاريِّ : صحف إبراهيم أمثال كلّمها
-
عدم
وجوب الامر بالمعروف علي جميع الامّة : ما قُدِّست اُمَّة لم يؤخذ
لضعيفها من قويّها غير مُتَّعْتَعٍ
-
معني
أفضل الجهاد كلمة عدل عند إمام جائر
-
ولله
ما النّاصب لنا حَرْباً بأشدّ علينا مؤنةً من النّاطق علينا بما نكره
-
في
أنَّ طاعة المخلوق في معصية الخالق كفرٌ بالله . من أطاع المخلوق في
معصية الخالق فقد عمده
-
ايّاك
و الخصومات ؛ فإنّها تورث الشّكّ ، و تحبط العمل ، وتردّي صاحبها
-
مؤمن
الطّاق يجادل النّاس في الكلام و يخاصمهم بغير إذن إمامه ؛ فلم يؤذن
له الدُّخول عليها
-
إنّ
تسعة أعشار الدِّين في التَّقيِّة ؛ و لا دينَ لمن لا تقيَّة له
-
الرّوايات
الواردة في الحَثِّ علي التَّقيَّة بمضامين عالية
-
الباقر
عليه السّلام : لا والله ما علي وجه الارض شيء أحبُّ إليَّ من
التَّقية
-
الرّوايات
الواردة في الحَثِّ علي التَّقِيَّة بمضامين عالية
-
ثلاثة
لا أتقي فيهنَّ أحداً : شُربُ المسكر ، و مَسحُ الخفيَّن ، و مُتعة الحجّ
-
كُمَيْت
الشاعر يقول الشِّعر تَقِيَّةً . خالطوهم بالبرائة و خالفوهم بالجرانيَّة
اذا كانت الامرة صبيانيّة
-
يجوز
فتوي الخلاف لاهل الخلاف عند التقيّة
-
الرّوايات
الواردة في الحَثِّ علي التقيَّة بمضامين عالية
-
لاجل
الخوف و التقية حُرِّم و نُهِي عن صاحب الدّار باسم محمّد
-
يُحشر
العبد يوم القيمة و مانَدا دماً فيدفع اليه شبه المَحْجَمة أو فوق ذلك ،
فيقال له : هذا سهمک من دم فلان
-
رواية
دخول يزيد المدينة و الاءقرار
عن عليّ بن الحسين عليهما السّلام بأنّك عَبدُ رِقّ لي ، إن شئت بعتك
و إن شئت استرققتُك
-
رواية
مقالة موسي بن جعفر عليهما السّلام بصفوّان الجمّال : كلّ شيء منك حسنٌ
جميلٌ ما خلا شيئاً واحداً
-
أربعةٌ
مُفسِدةٌ للقلوب ، الخلوة بالنساء ، والاستمتاع منهنّ ، و الاخذ برايهنّ ، و
مجالسة الموتي
-
إذ
رأيتم أهل الرَّيب و البدَع من بعدي فأظِهِروا البَرآءة منهم و أكثروا
من نَبِئهم و القولِ فيهم و الوقيعة ؛ و باهتوهم كیلا يطمعوا في فناء الاءسلام
-
خَمسٌ
إن أدركتموهنّ فتعوّذوا بالله منهنّ
-
انَّ
من بقاء المسلمین و بقاء الاءسلام
أن تصير الاموال عند من يعرف فيها الحقّ و يمنع المعروف
-
كلّ
معروفٍ صدقةٌ . فاعل الخير خير منه ؛ و فاعل الشَّر شرٌ منه
-
الرّوايات
الواردة في لزوم اصطناع المعروف الي من هو أهله
-
صنايع
المعروف يقي مصارغ السوءِ ؛ و الصَّدقة خفيّاً تطفيء غضبَ الرَّبِّ
-
لا
تَدْخُل لاخيك في أمرٍ مضرّته عليك اكثر من منفعته له
-
أحسنوا
جوار نعم الله ، و احذروأن تنتقل الي غيركم
-
في
الحَثِّ و التَّرغيب علي لزوم الاهتمام بأمر المسلمين ، و من أصبح
لايهمّ بأمورهم فليس منهم
-
أهميّة
قضاء حاجة المؤمن و إدخال السّرور في قلبه و إزالة الكرب عنه
-
قضاء
حاجة المؤمن أفضل من طواف أسبوعين
-
معني
التّمحلّ في القرآن : أن يكونَ وجهك أعودَ من وجه أبيك ، فتَمحِّل له
-
أيّما
مؤمن مشي مع أخيه المؤمن فلم يناصِحه فقد خان الله و رسوله
-
من
أتي اليه أخوه المؤمن لحاجةٍ فلم يقضِها له مع القدرة عَيَّره الله
يوم القيمة
-
من
شكي اليه أخوه المسلم فلم يُقرضه حرّم الله عليه الجنّة يوم يجزي
المحسنين
-
الرّواية
المفصَّلة لمعرفة النّفس عن عوالي اللئالي
-
صاحب
المستدرك وِفقاً للمحقّق الكاظمي ادَّعي : أنّ الصَّدوق كان يغيَّر
الرّوايات طبقاً لمعتقده و مذهبه
-
صاحب
المستدرك ادّعي أنَّ الجامعة المعروفة كانت مختصرة من الجامعة
المفصّلة ، و لمّا لم يكن الزّيادات موافقاً لمذهب الصّدوق اسقطها منها
-
في
جميع الصّفات الحميدة الّتي لامناص للانسان أن يلتزم بها
-
من
حَسُنَ إسلامه و صحّ يقين إيمانه ، لم يأخذه الله بما عمل
-
إنّ
الله خلق العقل من نورٍ مخزونٍ مكنونٍ في سابق علمه الذي لم يطّلع
عليه نبيٍ مرسلٌ و لا مَلَك مقرّب
-
لا
عُدَّةَ أنفعُ من العقل ، و لا عدوّ أضرُّ من الجهل
-
الاحاديث
الدّالة علي حجيّة العقل و أنّه أفضل ما خلق الله
-
الاخباريّون
الّذين يذهبون الي عدم حجيّة العقل فكلامهم مردودٍ ، معيوبٌ بشواهد
كثيرةٍ من الاخبار
-
من
كان مطيعاً نفعَته و لايتنا ، و من كان عاصياً لم تنفعه و لا يتنا
-
الرّوايات
الدّالة علي أنَّ المومن الشِّيعيِّ لابدّ و أن يُواظب بالاعمال
الصّالحة أكثر من غيره
-
مصباح
الشّريعة : و أصل الورَع دوام محاسبة النفس و الخروج من كلّ شبهة ،
الرّواية
-
أهمِيَّة
الحِلم و فضله و شرفه و أنَّ العلم بدون الحِلم لا فائدة فيه
-
أميرالمؤمنين
عليه السّلام أمَرَ قنبرا بحلمه عن شَتِم شاتِمه
-
أمر
أبوجعفر عليه السّلام مُحمّد بن مُسلم بالتواضع فأخذ قوصرة من تمرٍ و
ميزانٍ وجَلَس علي باب مسجد الجامع ينادي عليه . الرّواية
-
في
التّواضع لله ؛ و الرّواية في مصباح الشّريعة
-
جرائمي
كه مؤمنين انجام ميدهند ، پي آمدش در دنيا وجود أمراض و ابتلائات است
-
من
يموت بالذّنوب أكثر ممّن يموت بالآجال ، و من يعيش بالاءحسان
أكثر ممّن يعيش بالاعمار
-
فَكُنْ
كَما شئتَ ، كما تَدِينُ نُدانُ
-
مردم
آخر الزّمان : يركعون للرّغيف ، و يسجدون للدّراهم ، حَيَاريَ ، سُكَاريَ
، لا مسلمين و لانصاري
-
الرّواية
الواردة في حديقة الشِّيعة عن الاءمام
العسكريّ و فيها ذمُّ الفلسفة و التّصوف
-
لا
تأكلونَ النّاس بآل محمّد عليهم السّلام
-
أحوال
سلمان الفارسيّ و جَزعه عند الموت من أساور حَوله و حَوْلَه إجانةٌ و
جَفنَةٌ و مَطهرةٌ
-
شدّة
أحوال أصحاب الصُّفَّة و وعدهم الرّسول بجفان بعده
-
يَهْرم
ابن ءادم و يَشبُ منه اثنتان : الحرصُ علي المال ، و الحرصُ علي العمر
-
بكاء
رسول الله صلَّي الله عليه واله عند أنس حين الموت ممّا ينزل
باُمَّته من بعده
-
يا
عَوَيش يا حُمَيرا ! إنَّ شرَّ النَّاس عندالله يوم القيمة مَن يُكْرَم
اتِّقاء شرَّه
-
الرّوايات
الكثيرة عن أميرالمؤمنين عليهالسلام في قبح البغي و العدوان علي ما
نقله الآمديّ في الغُرَر و الدُّرر
-
بيتوتة
أبي نصر البرنطيّ عند الرّضا عليه السّلام و قوله له حكاية عن
أميرالمؤمنين عليه السّلام : لا تجعل عيادتي إيّاك فخراً علي قومك ! و
تَوَاضع لله يَرْفَعك
-
عواقب
عظيمة شديدةٍ للظُّلم . لا يُكبَرنَّ ظلمَ من ظَلَمك ! فإنَّما يَسْعي في
مضرَّته و نَفْعِك
-
نهج
البلاغة : الظلّم ثلاثة ، فظلم لا يُغفَر ؛ و ظلمٌ لا يُترك ؛ و ظُلْمٌ
مغفورٌ لا يُطلَب
-
المُبتدِعُ
ديناً الدّاعي إليه لا تُقبل تَوبته حتّي يَردّ النّاس عن الابتداع
الي الحقّ
-
إنَّ
الحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيئِات ، ذلك ذكري للذّاكرين
-
وَضَعْتُ
خمسةً في خسمةٍ والنّاس يطلبونها في خمسةٍ فلا يجدونهما
-
الامر
بالمعروف و النّهي عن المنكر
-
حكاية
عابد من بني إسرآئيل أدام بعبادته و هو يري صبيّين ينتفان ريشَ ديک
-
كرامات
سلمان في القِدْر و تَحْتَه عند أبي ذرّ و المِقداد و هما لا يتحملانها
-
وَدُّ
المؤمن من أعظم عُرِيَ الاءيمان
. إنَّ المؤمنين إذا تحاباً في الله و تصافَيا في الله كانا كالجسد الواحد
؛ إذا اشتكي أحدهُما من جَسَده موضِعاً وَجَد الاخِرُ ألَم ذلك المواضع
-
قال
موسي بن جعفر عليهما السّلام : لا تقولوا : لمن أحبِّنا و والاناهو فاسقٌ
فاجرٌ بل فاسق الفعل و فاجر العمل
-
إنّا
لا ننال محبَّة الله إلا
ببغض كثيرمن النّاس ، و لا ولايته إلا
بمعاداتهم
-
الاقتحام
الي السُّددالمضروبة دون الغيوب ممنوعٌ شرعاً و عقلاً
-
في
لزوم التقيّة علي غاية درجة التمكنّ ؛ و لزوم مداراة النّاس و حسن
معاشرتهم
-
إنّ
احتمال أمرنا ليس بمعرفته و قبوله . إنّ احتمال أمرنا هو صَونهُ و
سِرُّه عمّن ليس من أهله
-
دخول
عبدالعظيم الحسني علي الاءمام
الهادي عليهما السّلام و قوله : إنّي أريد أن أعرض عليك ديني
-
حرمة
تسمية القائم باسمه و كنية حتّي ظهوره و وجوب التقيّة
-
يابن
النُّعمان ! إنَّ التّقية جُنَّة المؤمن ، و لو لا التّقية ما عُبِد الله
. إنَّ المذيع لامرنا ليس كقاتلنا بسيفه بل هو أعظم وِزْراً
-
إنَّ
إذاعة السِّرِّ و إفشاء الامر يوجد تأخير الفرج و ظهور أمر الولاية
-
قول
الصّادق عليه السّلام لاصحابه : إنّكم لا تقدرون علي السُّكوت فيكف
بحمل السِّلاح و الحديد لظهور الامر
-
خطاب
الصّادق عليه السّلام بمُعَلَّي بن خُنَس : إنّك خالَفْتَني و أذَعْتَ
سِرِّي ؛ أنت مقتولٌ فاستَعِدِّ
-
قول
الصادق عليه السّلام ليونس بن عبدالرّحمن ؛ فما عليك ممّا يقولون إذا
كان إمامُك عنك راضياً
-
المُعَلَّي
أذاعَ سِرَّنا فأداقه الله حَرَّ الحديد . النَّومَةُ الَّذي لا يعرف
النَّاسُ ما في نفسه
-
الأبيات
المرويّة عن الرّضا عليه السّلام عند المأمون في وجوب كتمان السِّرِّ
-
لابدّ
و أن يُحترز من مجالس المعصية لانّه لا يَؤمَن إذا تنزل به نقمة تصيب
جميع مَن حضرها
-
الاخبار
الواردة في ذمّ الصّوفيّة
-
قال
الرّسول لعليٍّ عليهما السّلام : عليك بصنائع الخير فإنَّها تدفع مَصَارِعَ
السُّوءِ !
-
أهل
المعروف في الدنيا أهل المعروف في الآخرة
-
ابذل
لاخيك المؤمن ما تكون منفعتُه له أكثر من ضرره عليك ؛ و لا تبذل له
ما يكون ضرره عليك أكثر من منفعته لاخيك
-
قال
النّبيّ صلّي الله عليه وآله وسلّم : ينزل المعونة علي قدر المؤونة
-
قول
الرّضا عليه السّلام بمحمّد بن كعب القرطيّ ؛ لوزادك جدي رسول الله
صلّي الله عليه وآله لَزِدناك
-
الخَلق
كلّهم عيال الله ؛ و إنَّ أحبّهم اليه أنفعهم بخلقه و أحصنهم صنيعاً
الي عياله ؛ و إنَّ الخير كثيرٌ و قليلٌ فاعله
-
الرّوايات
الواردة في فضل مجالس يذكر فيها الله ؛ و ذكر فضائل عليّ بن أبيطالب و
الائمّة عليهم السّلام
-
«لا و حقِّ الّذي إذا ذكرتموه بَكيتم»
قالها خادمةٌ لا تعرف الولاية فصار بسببها من أهل البيت
-
اعْلَم
أنَّ لله ظلاّ تحتَ عرشه لا يسكنه إلاّ من أسدي إلي أخيه معروفاً ، أو
نَفَّس عنه كربةً ، أو أدخل علي قلبه سروراً
-
ثواب
قضاء حاجة المؤمن أكثر من طواف بيت الله الحرام أُسبوعاً مع أنّ ثوابه
لا يعلمه إلاّ الله تعالي
-
مَن
سَعَي في حاجةٍ أخيه المؤمن فكأنّما عبدالله تِسعة ءالاف سنيةٍ صائماً
نهاره قائماً ليله
-
قول
الحسن عليه السّلام لرجلٍ له حاجةٌ . عن الحسين عليه السّلام : أما
إنَّه لو أعانك علي حاجتك كان خيراً له من اعتكاف شهر
-
رواياتٌ
بمضامين عاليةٍ داّلةٌ علي لزوم البِرِّ لاءخوان و قبول هَدِيَّتهم و
إتحافهم بدون تكلّف
-
مُفاد
قول عيسي عليه السّلام للحواريّين بأنّ : مَن اغتاب أو عَيَّر أخاه فهو
بمنزلة من رأي عورة أخيه فكشف عنها
-
وجوب
ستر معايب الاخ المؤمن كوجوب سَترِ عورته
-
لزوم
الإخاء
للاخوة المؤمنين و مواساتهم و قضاء حوائجهم في جميع الاحوال
-
لم
ينحصر مواساة المؤمن ببذل المال ، بل لابدّ من أن يبذل له بجاهِهِ
-
من
حقوق الاُخُوَّة : الاءخلاص
في النّصيحة ، و أن لا يختلطها بغشٍ ، بل و إنكان غير أخٍ في الايمان
-
مَن
لم يقض حاجة المؤمن و هو قادرٌ عليها يُقَيِّضُ الله له قضاء الكافر و
الفاسق و لا أجر له
-
خمسٌ
لا يحلُّ منعهنّ : المآءُ و المِلحُ ، و الكلاءُ ، و النّارُ ، و العِلْمُ
-
اُحي
معروفَك بإمانَتِهِ ؛ خذ المعروف ما لم يتقدّمه المَطَلُ و لم يَتبَعه
المنّ
-
كلام
فلاسفه ، و ظاهر شرع در كيفيّت و حقيقت وَحْي بر پيغمبر صلّي الله عليه
وآله
-
كلام
أمير نظام الدّين أحمد ، در آنكه حقيقت وحي أوَّلاً نزول از مراتب
عاليه و سپس ظهور در مظاهر ميباشد
-
وَحْي
عبارت است از : تلقّي نفس پيامبر آنمورد را از ملك و سپس تمثّل ان را
يا با مَلَك در حسّ مشترك ؛ و سپس در حسّ ظاهر ؛ سپس در خارج
-
موافقت
كلام صدر المتألّهين با أمير نظام الدِّين أحمد : جدِّ سيّد عليخان ، در
تحقّق وَحْي به تنزّل از مراتب عاليه به سافله
-
أقسام
رؤيا و وَحْيِ الهي ؛ مجموعاً به دليل استقراء چهارده قسم ميباشد
-
بنا
به نقل سيّد عليخان كبير ، أقسام وَحي مجموعاً به چهارده گونه ميباشد
-
طبق
روايات عامّه ، المعتضد بالله عبّاسي مستدّلاً به آية و الشّجرة
الملعونة في القرآن ، عازم بر لعن معاويه در سنة 286 بر فراز منابر
گرديد
-
معني
«خَمْس و ثلاثين من مُهَاجرك» يعني پس از ده سال از هجرت تو ، و بيست
و پنج سال حكومت سه خليفة غاصب كه چرخ اسلام از حركت باز ايستاد
-
مراد
از حكومت فراعنه ، عبّاسيّون هستند كه عددشان 37 نفر ؛ و مدّت سلطنتشان
524سال
بطول انجاميد
-
معني
دقيقي براي آية : و ما أدراك ما ليلة القدر
-
روايت
وارده از إمام محمّد باقر عليه السّلام در شدّت و مصائبي كه بر شيعه در
زمان معاويه گذشت
-
روايت
مدآئني در شدّت و غلظت معاوية با شيعيان در أقطار جهان
-
سفيان
بن أبي ليلي به حضرت إمام حسن مجتبي عليه السّلام گفت : السّلام
علي